خطوط موازی

دو خــط مـــوازی...
سکــــــــــوت کـــــرده ایــــم...

هــــم مـــــن... هــــم تـــــــــو...!

اصـــــلا بیـــــــا یک خــــط

زیــــر قـــانــــون خــط هــای مســاوی بنـــویسیـــم!

دو خــط مــــوازی هیـــچ وقتـــــ بهـــم نمیــــرسنـــد

امــــــــــــا...

ایـــن دلیــــل نمیشــــود همــــدیگـــــر را

دوستـــــــــ نــــداشتـــــــه بــــاشنــــد...!

.

اینروزا خیلی مهربون شدی ...
اونقدر که انگار آدم جدیدی هستی ... نمی شناسمت
به اینهمه مهربونی عادت ندارم . ..
واسم یه جمله ای نوشتی که مث ندید پدیدا 5 سال بود که منتظر شنیدنش بودم
بی هوا بدون مقدمه نوشتی : عاشقتم !
تو هیچوقت هیچ حرفی رو رو هوا نمیزنی
هیچوقت دروغکی ابراز علاقه نمیکنی
گفتم : اولین باره اینو بهم میگیا
گفتی: چون واقعا رفته رفته دارم عاشقت میشم !
داری رفتنتو سخت میکنی
گفتم : از رفتن حرف نزن . بیا به چیزای خوب فکر کنیم ...
20 روزه حسرت آغوش همو داریم میکشیم
اما نمیشه ...
کاش زودتر یجای خلوت باشیم
من باشم و تو
بدون هیچ استرسی
دلم برا گرمای تنت خیلی تنگ شده ...
.
.
.

منم بدون تو نمیتونم


این روزا ، تو بیشتر از همیشه این جمله رو میگی :
من بدون تو نمیتونم ، نمیتونم باشم ...
و این جمله ت ، منو می بره توو فکر
پای منو محکمتر فرو میبره توی گِل
بغض گلومو میخواد پاره کنه ، اما لبخند میزنم و میگم : جوجوی نازم ، نمیذارم کسی از هم جدامون کنه
و تو با یه دنیا عذاب وجدان ، بغضتو قورت میدی و سکوت میکنی ...
...
استاد معارفمون همیشه میگفت : بدترین آدما اونایی هستن که گناه میکنن ، بدون هیچ احساس گناهی !
خدایا روزی رو نیار که من اینطوری بشم ...
.
.
.

سرگذشت من و دردهایم

ادامه نوشته