لطفا کمک :(
امروز حال خوشی ندارم
اصلا نمیدونم چه مرگمه
نمیدونم چرا اینکارا رو کردم
اون با من خیلی خوبه ، اما من گاهی وقتا با گیردادنای الکی ناراحتش میکنم
سر یه قضیه ی بیخودی باهاش دعوا کردم
حرفای سنگینی بهش زدم
الانم قد سگ پشیمونم
ولی غرورمم اجازه نمیده عذرخواهی کنم
عصبی ام و داغون
بیشتر از هرکسی از دست خودم ، که گاهی وقتا میزنه به سرم
و بُتی رو که اون از آرامش و منطق من سالها توی عمرش ساخته ، میزنم خرابش میکنم گاهی
حالم اصلا خوش نیست
وقتایی که باهاش بد میشم
وقتایی که اون باهام سنگین رفتار میکنه واقعا نفسم بالا نمیاد
درست مثل حالا
اصلا نمیتونم نفس بکشم
مجبورم خودمو کنترل کنم تا جلو ارباب رجوعا مثل همیشه باشم
اما نمیشه خیلی سخته
نمیدونم باید چیکار کنم
خیلی خواست خودشو طبیعی نشون بده اما نتونست
مثل کف دستم می شناسمش
با یه نگاه ، میفهمم تو دلش چه خبره؟
امروز انگار خیلی دلخور بود
بنظرتون باید چیکار کنم؟
خواهش میکنم کمکم کنین :(
اصلا نمیدونم چه مرگمه
نمیدونم چرا اینکارا رو کردم
اون با من خیلی خوبه ، اما من گاهی وقتا با گیردادنای الکی ناراحتش میکنم
سر یه قضیه ی بیخودی باهاش دعوا کردم
حرفای سنگینی بهش زدم
الانم قد سگ پشیمونم
ولی غرورمم اجازه نمیده عذرخواهی کنم
عصبی ام و داغون
بیشتر از هرکسی از دست خودم ، که گاهی وقتا میزنه به سرم
و بُتی رو که اون از آرامش و منطق من سالها توی عمرش ساخته ، میزنم خرابش میکنم گاهی
حالم اصلا خوش نیست
وقتایی که باهاش بد میشم
وقتایی که اون باهام سنگین رفتار میکنه واقعا نفسم بالا نمیاد
درست مثل حالا
اصلا نمیتونم نفس بکشم
مجبورم خودمو کنترل کنم تا جلو ارباب رجوعا مثل همیشه باشم
اما نمیشه خیلی سخته
نمیدونم باید چیکار کنم
خیلی خواست خودشو طبیعی نشون بده اما نتونست
مثل کف دستم می شناسمش
با یه نگاه ، میفهمم تو دلش چه خبره؟
امروز انگار خیلی دلخور بود
بنظرتون باید چیکار کنم؟
خواهش میکنم کمکم کنین :(
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9:44 توسط یادگار
این وبلاگ برای تبلیغ دو همسری ، تبلیغ هوو شدن ، تبلیغ شوهر مردمو دزدین نیست ...