من نمیتونم عاشق تو نباشم ....
وقتایی که ازم دور میشی
وقتایی که هستن کساییکه بینمون فاصله میندازن ، از گریه ی من شاد میشن
از فرصت سواستفاده میکنن ،
هموناییکه از خنده هامون ناراحت میشن همیشه
فقط خودم و خودت میدونیم منظورم کیه ...
همون وقتا هست که می فهمم چقدر زندگی بدون تو واسم ملال آوره
وقتاییکه نگام نمیکنی و میری
وقتاییکه لمسم نمیکنی ، منو نمی بوسی
وقتاییکه نگاهت غمگینه ، نا امیده ، سنگینه
اونوقتاست که می فهمم چقدر اگه نباشی دنیام خاکستریه
دیگه هیچی قشنگ نیست ...
دیگه هیچ چیز و هیچکس نمیتونه خوشحالم کنه
این یعنی وابستگی از نوع شدید
متاسفانه من بدجور بهت وابسته م
همه ی احوالاتم بسته به توئه ...
نمیدونم اسمش چیه
عشق؟ دوست داشتن؟ یا حتی حماقت؟دیوونگی
اما هرچی هست خیلی شیرینه
خیلی دوست داشتنیه
خیلی خوبه که آدم یکیو داشته باشه ، که همچین احساسی نسبت بهش داشته باشه
اما خیلی بده که اون آدم سهم اون نباشه
مال یکی دیگه باشه
اونوقت آدم هرروز باید عذاب بکشه
درد دوری و وصال ناممکن یه طرف ، درد عذاب وجدان یه طرف دیگه به آدم فشار میاره ...
آدمو نابود میکنه عشق
کاش هیچوقت نبود این عشق
اگه یکبار دیگه متولد میشدم ، .......
نه ...
نمیتونم بگم که عاشق تو نمیشدم
من اگه بارها و بارها هم متولد بشم ، بازم اسیر عطر تن تو میشم ...
حتی اگه بارها زندگیمو به نابودی بکشونی ....
.
.
.
روزای تلخ دارن کمرنگ میشن
و من پخته تر و بزرگ تر ...
اما با یه عالمه خط و ترک روی قلبم ....
خلاف جریان آب شنا کردن همیشه هم خوب نیست
آدمو از پا در میاره
ولی من تا نفسای آخرم میجنگم
با سرنوشت اون ، با سرنوشت خودم ...
من تسلیم توی لعنتی نمیشم سرنوشت لعنتی ...
..........
وقتایی که هستن کساییکه بینمون فاصله میندازن ، از گریه ی من شاد میشن
از فرصت سواستفاده میکنن ،
هموناییکه از خنده هامون ناراحت میشن همیشه
فقط خودم و خودت میدونیم منظورم کیه ...
همون وقتا هست که می فهمم چقدر زندگی بدون تو واسم ملال آوره
وقتاییکه نگام نمیکنی و میری
وقتاییکه لمسم نمیکنی ، منو نمی بوسی
وقتاییکه نگاهت غمگینه ، نا امیده ، سنگینه
اونوقتاست که می فهمم چقدر اگه نباشی دنیام خاکستریه
دیگه هیچی قشنگ نیست ...
دیگه هیچ چیز و هیچکس نمیتونه خوشحالم کنه
این یعنی وابستگی از نوع شدید
متاسفانه من بدجور بهت وابسته م
همه ی احوالاتم بسته به توئه ...
نمیدونم اسمش چیه
عشق؟ دوست داشتن؟ یا حتی حماقت؟دیوونگی
اما هرچی هست خیلی شیرینه
خیلی دوست داشتنیه
خیلی خوبه که آدم یکیو داشته باشه ، که همچین احساسی نسبت بهش داشته باشه
اما خیلی بده که اون آدم سهم اون نباشه
مال یکی دیگه باشه
اونوقت آدم هرروز باید عذاب بکشه
درد دوری و وصال ناممکن یه طرف ، درد عذاب وجدان یه طرف دیگه به آدم فشار میاره ...
آدمو نابود میکنه عشق
کاش هیچوقت نبود این عشق
اگه یکبار دیگه متولد میشدم ، .......
نه ...
نمیتونم بگم که عاشق تو نمیشدم
من اگه بارها و بارها هم متولد بشم ، بازم اسیر عطر تن تو میشم ...
حتی اگه بارها زندگیمو به نابودی بکشونی ....
.
.
.
روزای تلخ دارن کمرنگ میشن
و من پخته تر و بزرگ تر ...
اما با یه عالمه خط و ترک روی قلبم ....
خلاف جریان آب شنا کردن همیشه هم خوب نیست
آدمو از پا در میاره
ولی من تا نفسای آخرم میجنگم
با سرنوشت اون ، با سرنوشت خودم ...
من تسلیم توی لعنتی نمیشم سرنوشت لعنتی ...
..........
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:46 توسط یادگار
این وبلاگ برای تبلیغ دو همسری ، تبلیغ هوو شدن ، تبلیغ شوهر مردمو دزدین نیست ...