خسته م فقط همین . ... و بی هدف
یجا شنیدم یکی گفت :
وقتی بخاطر معشوقت ، از خودت هم بگذری ، اون دیگه اسمش عشق نیست ،
اسمش ضعفه ... ضعف ...
و من این روزا فکر میکنم
حس میکنم که آدم خیلی خیلی ضعیفی ام ...
این روزا اتفاقات زیادی افتاده اما من حوصله ی تعریف کردن هیچکدومشو ندارم ...
بدجور احساس پوچی میکنم
و این حس ، تا زمانیکه زنده باشم ، با منه ...
این روزا خیلی دلم میخواد پرواز کنم برم یجای دور
که هیشکی نباشه
این روزا از همه چی خالی ام
حتی از عشق
انگار همه چی دلزده م کرده ...
خیلی عصبی ام ، اونقدر که گاهی وقتا حس میکنم به مرز سکته میرسم ...
من کی ام؟
چی ام؟
عاقبتم چی میشه؟
عاقبتمو به خیر کن خداجون
گاهی وقتا دلم میخواد حسین بهم بگه برو ، برو پی زندگیت
برو گم شو ، دوستت ندارم ، برام بی ارزشی ...
اما وقتی بهش فکر میکنم می بینم اون هیچوقت این چیزا رو نمیگه
هیچوقت ...
اگه اینا رو بگه من شاید حتی خودمو هم بکشم
نابود کنم ، از بین ببرم
بقیه رو هم با خودم ......
اه
داغونم
همین ...
.
.
.
وقتی بخاطر معشوقت ، از خودت هم بگذری ، اون دیگه اسمش عشق نیست ،
اسمش ضعفه ... ضعف ...
و من این روزا فکر میکنم
حس میکنم که آدم خیلی خیلی ضعیفی ام ...
این روزا اتفاقات زیادی افتاده اما من حوصله ی تعریف کردن هیچکدومشو ندارم ...
بدجور احساس پوچی میکنم
و این حس ، تا زمانیکه زنده باشم ، با منه ...
این روزا خیلی دلم میخواد پرواز کنم برم یجای دور
که هیشکی نباشه
این روزا از همه چی خالی ام
حتی از عشق
انگار همه چی دلزده م کرده ...
خیلی عصبی ام ، اونقدر که گاهی وقتا حس میکنم به مرز سکته میرسم ...
من کی ام؟
چی ام؟
عاقبتم چی میشه؟
عاقبتمو به خیر کن خداجون
گاهی وقتا دلم میخواد حسین بهم بگه برو ، برو پی زندگیت
برو گم شو ، دوستت ندارم ، برام بی ارزشی ...
اما وقتی بهش فکر میکنم می بینم اون هیچوقت این چیزا رو نمیگه
هیچوقت ...
اگه اینا رو بگه من شاید حتی خودمو هم بکشم
نابود کنم ، از بین ببرم
بقیه رو هم با خودم ......
اه
داغونم
همین ...
.
.
.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10:55 توسط یادگار
این وبلاگ برای تبلیغ دو همسری ، تبلیغ هوو شدن ، تبلیغ شوهر مردمو دزدین نیست ...