دلتنگی ...
دلم برات تنگ شده ...
واسه تو ، واسه خونه مون ، واسه زندگی قشنگی که داشتیم ...
واسه خودم ...
واسه منی که خیلی شاد بودم ...
با وجود داشتن هزار تا غصه ، بازم با تو شاد بودم ...
اما حالا همه چی عوض شده ...
نگاها پر از نگرانیه ، بوسه ها عجله ایه ، چشما هراسونه ، و دلامون داره از هم دور میشه
تو اون حسین دوست داشتنی من نیستی ...
و منم دیگه دارم صبور بودن رو از یاد می برم ...
...
توو جایی که هیشکی واسه هیشکی نیست و همه دل پریشن
دلم تنگ تنگه واسه خاطراتت که کهنه نمیشن ....
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:10 توسط یادگار
|
این وبلاگ برای تبلیغ دو همسری ، تبلیغ هوو شدن ، تبلیغ شوهر مردمو دزدین نیست ...