امروز از اونجاییکه وقتی میخواد از آسمون بباره ، همه چی یکباره و پشت سر هم می باره ! ، پدرخانومت اومد دفتر ...
اومد آب خنک برداره ، مجبور شدم لبخند بزنم و جلو پاش بلند بشم ، حالا بنده خدا از خودش می پرسه این منو از کجا می شناسه؟!
خیلی مودبانه باهم برخورد کردیم و اون اومد بیرون پیش تو ، تو هم که ماشالا هزار ماشالا اینا رو که می بینی انگار نه انگار که چقدر ازشون متنفری ، دست و روبوسی و شوخی و ...
چقدر این روزاز از خودم بدم میاد
از اینکه جلو پدرخانومت اونطوری مظلوم بازی در آوردم
از اینکه نمیدونست من کی ام ...
چقدر جلو خودم و اون و خدا ، شرمنده شدم .. .
چقدر از خودم بدم اومد
چقدر از تو دلخورم این روزا ...
وقتی سرت غر میزنم بجای اینکه بهم جواب بدی ، بیخیال میشی و هیچی نمیگی
انگار من و حرفامو به .....ِت هم نمیگیری
از خودم بیزارم
از اینکه عمرمو توی این راه به هدر دادم
از اینکه تو بغلات زورکی شده ، من لبخندام
از اینکه مثل اسپند روو آتیش بالا پایین میپرم و اشک می ریزم و گوشیمو می کوبونم به دیوار و به همه می پرم ، و تو نمی بینی که با من چه کردی ...
چقدر این روزا از خودم بدم میاد خدا
چرا من مثل آدمای دیگه زندگی نمیکنم؟
چرا خودم خواستم که زندگیمو بسوزونم ...
چرا مدام خودمو گول میزنم؟
شاید حق با مامان آیلینه !
اون اینطوری زندگی میکنه چون دلش میخواد !
من هیچی نیستم
من هیچ ارزشی ندارم
من توی زندگی تو هیچی نیستم
و تو وقتی حال و روز منو می بینی اصلا عذاب وجدان نمیگیری
تو جز به کارگرا و بدهی ها و پول به چیز دیگه ای فکر نمیکنی ...
چقدر از این احساسی که این روزا دور و برمو گرفته حالم بهم میخوره
از این بی احساس بودن تو ...
از این احساساتی بودن خودم ...
از اینکه نمیتونم یکمم شده واسه خودم زندگی کنم
واسه خودم باشم ...
کاش میشد انقدر بهت فکر نکنم ...
سفرم کنسل شد
حتما امام رضا هم مثل همه ی دیگه ، از من بدش میاد
نمی طلبه ...
...
خدایا کمکم کن ،
کمک کن این یه مدتو بیخیالش بشم ، اصلا سراغشم نگیرم ، ازش فاصله بگیرم ...
خدایا این قدرتو بهم بده ...
خدایا مثل همیشه بهم صبر و تحمل بده ...
مثل همیشه کنارم باش ...
بذار نفسهاتو ، حضورتو حس کنم مثل همیشه ...
خدایا ، یکاری بکن بفهمه داره باهام چیکار میکنه ...
چقدر دلم گرفته ...
.
.
.
پ.ن : فانی عزیزم ... می فهمم همه حرفایی رو که زدی
میدونم که روزای خوبی در انتظارم نیست و نخواهد بود
ولی مجبورم اوضاع رو ثابت نگه دارم ...
گلم نمیتونم واست کامنت بذارم
نمیدونم این سیستم لعنتی چشه
ولی می خونمت ...
به امید روزای بهتر
اومد آب خنک برداره ، مجبور شدم لبخند بزنم و جلو پاش بلند بشم ، حالا بنده خدا از خودش می پرسه این منو از کجا می شناسه؟!
خیلی مودبانه باهم برخورد کردیم و اون اومد بیرون پیش تو ، تو هم که ماشالا هزار ماشالا اینا رو که می بینی انگار نه انگار که چقدر ازشون متنفری ، دست و روبوسی و شوخی و ...
چقدر این روزاز از خودم بدم میاد
از اینکه جلو پدرخانومت اونطوری مظلوم بازی در آوردم
از اینکه نمیدونست من کی ام ...
چقدر جلو خودم و اون و خدا ، شرمنده شدم .. .
چقدر از خودم بدم اومد
چقدر از تو دلخورم این روزا ...
وقتی سرت غر میزنم بجای اینکه بهم جواب بدی ، بیخیال میشی و هیچی نمیگی
انگار من و حرفامو به .....ِت هم نمیگیری
از خودم بیزارم
از اینکه عمرمو توی این راه به هدر دادم
از اینکه تو بغلات زورکی شده ، من لبخندام
از اینکه مثل اسپند روو آتیش بالا پایین میپرم و اشک می ریزم و گوشیمو می کوبونم به دیوار و به همه می پرم ، و تو نمی بینی که با من چه کردی ...
چقدر این روزا از خودم بدم میاد خدا
چرا من مثل آدمای دیگه زندگی نمیکنم؟
چرا خودم خواستم که زندگیمو بسوزونم ...
چرا مدام خودمو گول میزنم؟
شاید حق با مامان آیلینه !
اون اینطوری زندگی میکنه چون دلش میخواد !
من هیچی نیستم
من هیچ ارزشی ندارم
من توی زندگی تو هیچی نیستم
و تو وقتی حال و روز منو می بینی اصلا عذاب وجدان نمیگیری
تو جز به کارگرا و بدهی ها و پول به چیز دیگه ای فکر نمیکنی ...
چقدر از این احساسی که این روزا دور و برمو گرفته حالم بهم میخوره
از این بی احساس بودن تو ...
از این احساساتی بودن خودم ...
از اینکه نمیتونم یکمم شده واسه خودم زندگی کنم
واسه خودم باشم ...
کاش میشد انقدر بهت فکر نکنم ...
سفرم کنسل شد
حتما امام رضا هم مثل همه ی دیگه ، از من بدش میاد
نمی طلبه ...
...
خدایا کمکم کن ،
کمک کن این یه مدتو بیخیالش بشم ، اصلا سراغشم نگیرم ، ازش فاصله بگیرم ...
خدایا این قدرتو بهم بده ...
خدایا مثل همیشه بهم صبر و تحمل بده ...
مثل همیشه کنارم باش ...
بذار نفسهاتو ، حضورتو حس کنم مثل همیشه ...
خدایا ، یکاری بکن بفهمه داره باهام چیکار میکنه ...
چقدر دلم گرفته ...
.
.
.
پ.ن : فانی عزیزم ... می فهمم همه حرفایی رو که زدی
میدونم که روزای خوبی در انتظارم نیست و نخواهد بود
ولی مجبورم اوضاع رو ثابت نگه دارم ...
گلم نمیتونم واست کامنت بذارم
نمیدونم این سیستم لعنتی چشه
ولی می خونمت ...
به امید روزای بهتر
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:31 توسط یادگار
|
این وبلاگ برای تبلیغ دو همسری ، تبلیغ هوو شدن ، تبلیغ شوهر مردمو دزدین نیست ...