این روزا پره از استرس و اضطراب ...

فردا شش میلیون ناقابل چک داره و هیچکسی رو نداریم که ازش کمک بگیریم

خجالت میکشم که داداشم ر.ئ.ی.س بانکه و ما انقدر داریم عذاب میکشیم

اینطور مواقع می فهمم که واقعا تنها و بی کسم ...

هنوز موعد ۳ تومن چکی که به داداشم دادم و ازش پول گرفتم نرسیده و من همینطور دارم خدا خدا میکنم که پاس بشه ...

و رفتاری ازش دیدم که دیگه حاضر نیستم بهیچ عنوان ازش درخواست پول یا وام کنم ...

خدایا ... خودت می بینی چقدر تنهاییم ...

به تنهایی و تک بودنت قسمت میدم ، خودت کمکش کن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن : بهار عزیزم ... متاسفانه من نمیتونم واسه پرشین بلاگ کامنت بذارم خیلی وقته ... نمیدونم سیستمم چش شده ولی فقط واسه پرشین بلاگ اینطوریه ... ولی میام می خونمت مطمئن باش عزیزم ...